|
اعیاد شعبانیه بر همگان مبارک...
اعیاد شعبانیه بر همگان مبارک |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 21:18 آیت الله بهجت به لقاالله پیوست...
آیت الله بهجت به لقاالله پیوست...
امروز آيتالله العظمي بهجت يكي از مراجع تقليد جهان تشيع،به علت عارضه قلبي در بيمارستان حضرت ولي عصر(عج) شهر قم به ملكوت اعلي پيوست. آيتالله العظمي محمد تقي بهجت فومني در اواخر سال ۱۳۳۴ ه.ق. در خانوادهاي ديندار و تقوا پيشه، فومن واقع در در شهر مذهبي استان گيلان، چشم به جهان گشود. روحش شاد. |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:59 شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها(عکس درب خانه حضرت زهرا)
شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت امّ الائمة النجباء صديقه كبرى فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها را تسلیت عرض می نماییم
دانلود مداحی حاج محمود كريمي فاطمیه اول شب شهادت روی ادامه مطلب کلیک کنید.. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:52 ختم گروهي قرآن کريم (جهت سلامتي و تعجيل در ظهور حضرت بقيه الله)
سلام دوستان عزيز.اولین دوره ختم گروهي قرآن کريم جهت سلامتي و تعجيل در ظهور حضرت بقيه الله (عج) برگزار میشود.
جز اول : 328 جز دوم : 328 جزسوم : 328 جز چهارم : 328 جز پنجم : 328 جز ششم :دل تنگ جز هفتم : دل تنگ جزهشتم : جزنهم : جز دهم : جز یازدهم جز دوازدهم : مجید جز سیزدهم : جز چهاردهم : مجید جز پانزدهم : جز شانزدهم : جز هفدهم : جزهجدهم : جز نوزدهم : جز بیستم : جز بیست و یک : جز بیست و دو : جز بیست و سه : محیا جز بیست و چهار : جز بیست و پنج : جز بیست و شش : جزبیست و هفت : جزبیست و هشت : نازنین جز بیست و نه : صبح قریب جز سی :hoseyn |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:33 میلادحضرت زینب کبری مبارک باد!
السلام علیکِ یا زینب الکبری میلاد باسعادت عقیله بنی هاشم، حضرت زینب کبری مبارک باد.
|+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:40 السلام علیک یاامام رضا(عکس جدید)
|+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:1 عید برشما مبارک.....
ولادت امام علی بن موسی الرضا بر تمامی مسلمانان مبارک باد
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 10:53 روز اول محرم الحرام 1429 ((دانلود))
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) مداح حاج محمود کریمی |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 19:0 وخیم بودن حال آیت الله مجتهدی تهرانی
|+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 20:25 عـــــــــــــــــرفـــــــــــــــــــه
دانلود دعای پر فیض عــــرفــــــه حاج محمود کریمی
برای دانلود روی ادامه مطلب کلیک کنید.. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 0:11 عید غدیر مبارک!!!!!!!!!!!!!!
مولودی خوانی زیبای حاج محمود کریمی در جشن غدیر ... برای دانلود روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 23:29 رسول نور
ولادت حضرت پیامبر اکرم (ص) و ولادت حضرت امام جعفر صادق(ع) را برتمام مسلمین جهان تبریک عرض می نمائیم.
|+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 13:2 احادیث نماز
دو رکعت نماز با تفکر وتدبر، بهتر است از شبی را تاصبح بادلی غافل نماز خواندن. ميزان الحكمه جلد7-ص3119 امام باقر(ع) نخستين چيزي كه بنده براي آن حسابرسي مي شود،نماز است.اگر پذيرفته شود ساير اعمالش هم پذيرفته مي شود. ميزان الحكمه جلد7-ص3101 امام سجاد(ع) از نماز بنده ،همان مقداري پذيرفته مي شود كه با توجه قلبي همراه باشد. ميزان الحكمه جلد7-ص311۷ امام صادق(ع) هرگز،شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد، نمي رسد. ميزان الحكمه جلد7-ص311۹
|+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 12:58 اربعین حسینی
اربعين حسيني برتمام مسلمانان جهان تسليت باد
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 16:10 ماه صفر ماه صدقه دادن...
ماه صفر ماه صدقه دادن...
|+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 12:58 خلاصه زندگينامه رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنهای دام ظله
« يک نفر را مثل آقاى خامنهای پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمينى(ره) ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 12:53 سايت خطیب ارجمند حجت الاسلام شهاب مرادی
با عرض سلام خدمت دوستان ، سایت |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت 18:22 محرم وعکسهای سایت ابالفضل110
با عرض سلام خدمت دوستان شب های محرم اول تا سوم سال ۱۳۸۵رآپلود کردیم تا برای شما دوستان نمایش دهیم مداح :سید مجید بنی فاطمه
نظر یادتون نره... |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 12:50 با عرض سلام خدمت دوستان به مناسبت فرارسیدن ماه محرم وبلاگ ابالفضل۱۱۰ مداحی هاوشورهای جدیدی را دروبلاگ گذاشته است برای دانلودروی گزینه ادامه مطلب کلیک نمائید.
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 19:47 عید ولایت مبارک باد ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 17:26 اعدام بزرگ صدام
صدام دیکتاتور بزرگ عراق به دار آویخته شد...
|+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 12:7 شهادت امام جعفر صادق((ع))
مداح: حاج محمود کریمی |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 و ساعت 15:10 دعای کمیل توسط حاج محمود کریمی فايل اول (1.16 مگابايت) خیلی فایل نهم زیباست دانلود کنید نظر فراموش نشه |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 و ساعت 10:56 شهادت حضرت علي(ع)
شهادت حضرت علي (ع) را به همه مسلمانان جهان تسليت عرض مي نماييم |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در جمعه بیست و یکم مهر 1385 و ساعت 20:3 حضرت ابالفضل عليه السلام
دوستان بدونید هر چی می خواهید از حضرت ابالفضل بگیریدچون حضرت ابالفضل باوفا هست وهیچ موقع جوابتون رد نمی کنه پس همه بیایم ابالفضلی باشیم يا ابالفضل العباس |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در دوشنبه سوم مهر 1385 و ساعت 17:30 کرامات حضرت ابالفضل العباس
عنايت قمر بني هاشم عليه السلام به شيعيان
▲ نوجواني را سيم برق گرفته، خشك كرده استجناب حجه الاسلام آقاي شيخ محمدتقي نحوي واعظ قمي در تاريخ 16 محرم الحرام 1417 ق از مرحوم پدرشان، آقاي حاج شيخ ابوالقاسم نحوي، ماجراي زير را نقل كردند: مرحوم نحوي، در آن زمان كه به امر حضرت آيه الله العظمي بروجردي (ره) همراه پسرشان در نجف اشرف اقامت داشتند، در ايام زيارتي مخصوصة حضرت سيدالشهدا اباعبدالله الحسين عليه السلام كه مصادف با شب نيمة شعبان است به كربلا ميرفتند و در آنجا نخست به حرم حضرت امام حسين عليه السلام سپس به حرم سردار كربلا حضرت قمر بني هاشم عليه السلام مشرف ميشدند. يك روز كه براي عتبه بوسي به حرم حضرت ابوالفضل عليه السلام رفته بودند، مشاهده ميكنند نوجوان 13 - 14 سالهاي را سيم برق گرفته، خشك كرده است. پدر بچه داشت با حضرت قمر بني هاشم عليه السلام حرف ميزد و ميگفت: آقا جان، تو ميداني من ميخواستم بيايم به پابوس شما، اما مادر بچه راضي نبود كه او را با خود بياورم. حالا اگر بدون او به خانه برگردم، جواب مادرش را چه بگويم؟! مرحوم نحوي ميفرمود: يكدفعه ديدم كه بچة مرده، به كرامت حضرت قمر بني هاشم عليه السلام به حركت آمد! آري، نوجوان زنده شد و همراه پدرش به منزل بازگشت.
▲ بلي غير از ما دكترهاي ديگري نيز وجود دارد حجه الاسلام آقاي حاج شيخ محمد معين الغربائي، فرزند آيه الله شيخ عمادالدين و نوة مرحوم آيه الله معين الغربائي خراساني، فرمودند: تقريبا چهل سال قبل كه هنوز ازدواج نكرده بودم، يك شب جمعه، از نجف اشرف پياده به كربلاي معلي رفتم و دعاي كميل را در حرم مطهر حضرت قمر بني هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام خواندم. وسط دعا خوابم برد و دقايقي بعد سر وصدا و شيون فوق العاده مرا از خواب بيدار كرد. ديدم دختر عربي را به ضريح مطهر حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام بستهاند و او، كه مرض جنون دارد. به مردم جسارت ميكند پدر و مادر و بستگانش اطراف او را گرفته بودند و براي شفاي اين دختر ديوانه به حضرت قمر بني هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام متوسل شده بودند. يك نفر كه در همان جا خود را دكتر روان پزشك معرفي ميكرد و ايراني هم بود. به من گفت: بگو اين دختر را بياورند فندق الحرمين كه من در آنجا ميباشم، تا اين مريض را معاينه كنم. من گفتة دكتر ايراني را به پدر دختر تذكر دادم. پدر دختر به زبان عربي گفت: لعنت به پدر كسي كه عقيده به حضرت ابوالفضل عليه السلام ندارد! بنده خجالت كشيدم و رفتم و نشستم مشغول خواندن بقيه دعاي كميل شدم، كه دوباره در حال خواندن دعا خوابم برد. مجددا از سر و صدا بيدار شدم و اين بار ديدم كه اطراف آن دختر را گرفتهاند و دختر مورد عنايت حضرت ابوالفضل عليه السلام قرار گرفته و حضرت دختر ديوانه را شفا داده است. مردم هم ريختهاند و لباسهايش را پاره پاره ميكنند و او از عباي پدرش براي پوشيدن خويش استفاده ميكند. در آن حال، دكتر ايراني را ديدم كه دو دست بر سر ميزند و گريه ميكند و ميگويد: بلي، غير از ما دكترهاي ديگري نيز وجود دارد!
▲ حضرت اباالفضل عليه السلام فرمود: بگو يا صاحب الزمان! جناب حجه الاسلام آقاي مكارمي فرمودند: نقل شده است در يكي از شهرهاي شيراز شخصي همراه عمويش براي ماهيگيري به كنار ساحل ميرود و در آنجا يكدفعه غرق ميشود. عموي وي، نگران از مرگ برادرزاده ، ناگهان ميبيند كه وي روي آب آمد! باري، شخص غرق شده كنار ساحل ميآيد و عمويش از او ميپرسد: چگونه نجات يافتي؟ ميگويد: در حال غرق شدن ، به ياد روضهها افتادم، پس از آن عرض كردم: يا اباالفضل! ديدم حضرت اباالفضل العباس عليه السلام تشريف آوردند و در گوشم فرمودند: بگو يا صاحب الزمان! من هم متوسل به حضرت امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف ) شدم و عرض كردم يا صاحب الزمان! آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) تشريف آوردند و مرا نجات داده كنار ساحل آوردند. دشمن از او ميخواست تا تسليم گرددمردي كه اهل خيمه را، سيراب ميخواست خود را از تاب تشنگي، بيتاب ميخواست آمد سراغ شط، وليكن تشنه برگشت مردي كه حتي خصم را، سيراب ميخواست با مشك خالي، امتحان دجله ميكرد دريا تماشا كن كه از شط، آب ميخواست! دشمن از او ميخواست تا تسليم گردد بيعت ز درياي شرف، مرداب ميخواست! عمري چو او، در خدمت خفاش بودن اين را ، شب از خورشيد عالمتاب ميخواست! در قحط آب، از دست خود هم دست ميشست مردي كه باغ عشق را، شاداب ميخواست ديشب كه شوري در دلم افكنده بودند طبعم به سوگ عشق، شعري ناب ميخواست(1
▲ در قبر گفت: السلام عليك يا اباالفضل العباس عليه السلامجناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ عبدالله مبلغي آباداني نقل كردند: در سال 1355 شمسي، يكي از وعاظ شهر يزد، به نام شيخ ذاكري، به بندرعباس ميآيد و از آنجا جهت تبليغ به دهكدة سياهو، در اطراف اين شهر، عازم ميگردد و در روز 9 محرم الحرام در اثر سكته قلبي درميگذرد. جنازة آن مرحوم را به بندرعباس منتقل ميكنند و در جوار يكي از امامزادهها به خاك ميسپارند. اينكه بقيه ماجرا را از زبان حضرت حجه الاسلام و المسلمين آقاي مبلغي بشنويد: ايشان ميگويد: من موقع تلقين خواندن، قسمت دست راست مرحوم ذاكري را تكان ميدادم كه ناگاه چشم خود را باز كرد و با صداي بلند، به گونهاي كه همه شنيدند گفت: السلام عليك يا اباالفضل العباس عليه السلام! و سپس بست. همزمان با اين حادثه شگفت، بوي عطر خوشي به مشام من و حضار رسيد كه بر اثر آن افراد حاضر شروع به صلوات بر پيامبر و خاندان معصوم وي سلام الله عليهم اجمعين نمودند. اين بود مشاهدات اين جانب كه خود در حال تلقين ميت ، ناظر آن بودم. آنقدر نرفتيم، كه مرداب شديم همرنگ سكوت، محو مهتاب شديم هر بار نشستيم و، مروت كرديم از شرم لبان تشنهات، آب شديم!(1)
▲ صد دينار حواله حضرت اباالفضل العباس عليه السلامثقه الاسلام جناب آقاي حاج شيخ علي رضا گل محمدي ابهري زنجاني، شب 27 جمادي الثانيه سال 1416 هـ ق در حرم مطهر كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام نقل كرد: يكي از اهالي كربلا، عربي را ميبيند كه در حرم حضرت قمر بني هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام كنار ضريح مطهر ايستاده و با حضرت سخن ميگويد. آقا جان، صد دينار از شما پول ميخواهم؛ ميدهي كه بده و اگر نميدهي ميروم به حرم حضرت سيدالشهداء امام حسين عليه السلام شكايت شما را به آن حضرت ميكنم. سپس سرش را به طرف ضريح مطهر برده و ميگويد: فهميدم، فهميدم! و از حرم بيرون ميرود. عرب مزبور به بازار رفته و به يكي از مغازه داران ميگويد: آقا فرموده است صد دينار به من بده. او ميگويد: نشاني شما از آقا چيست؟ ميگويد: به اين نشان، كه پسر شما مريض شده و شما صد دينار نذر حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام كردي؛ بده! و او هم صد دينار را ميدهد. ناقل ميگويد: به مرد عرب گفتم: چطور شد با حضرت صحبت كردي و نتيجه گرفتي. گفت: به حضرت گفتم اگر پول ندهي، ميروم شكايت شما را به برادرت امام حسين عليه السلام ميكنم. اينجا بود كه ديدم حضرت، داخل ضريح ظاهر شد و در حاليكه روي صندلي نشسته بود، حوالهاي به من داد.من هم رفتم و از بازار گرفتم.
▲ كفي از آب برداشتشب سيام رمضان المبارك سال 1418 هـ ق در مسجد جواد الائمه عليه السالم در سادات محله(بابل) جناب آقاي دكتر حاج سيدعلي طبري پور اظهار داشتند: شخصي رفت كنار نهري وضو بگيرد؛ كفي از آب برداشت و نزديك لبهايش آورد كه بخورد، به ياد سقاي دشت كربلا، حضرت قمر بني هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام افتاد و آب نخورد. آب را روي آب ريخت و همزمان، اشك زيادي هم در عزاي آن حضرت از چشم جاري ساخت. همان شب، زن مريضش در خواب ميبيند كه حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام آمد و وي را شفا داد. به اين طريق كه، پايش را به پشت كمر خانم گذاشت. خانم پرسيد: مگر شما دست نداري؟ فرمود: من دست ندارم . گفت: تو كي هستي؟ فرمود: شوهرت به چه كسي متوسل شده است؟ حالا شناختي كه شوهرت به چه كسي متوسل شده است؟!
▲ رشته سبز را از بازويت بازنكن... جناب حجه الاسلام ، خطيب فرزانه، آقاي حاج سيدحسين معتمدي كاشاني گفتند: نعمت الله واشهري قمصري از فرزندش محسن نقل كرد كه: اواخر خدمت سربازي، مرا به ايستگاه قطار تهران آورده بودند. حضور من در ايستگاه راه آهن مصادف با زماني بود كه اسراي عراقي و زخميها را با قطار ميآوردند. در آنجا يك اسير عراقي را از قطار خارج كردند كه رشتة سبزي بر بازويش بسته بود. با او مصاحبه كردند و ضمن مصاحبه از او پرسيدند: شما رشته سبزي به بازويت بستهاي ، آيا سيد؟ گفت: نه، و توضيح داد: چند روز قبل از آنكه ما را به جبهه ببرند تا به دستور صدام عليه ايرانيها جنگ بكنيم، مادرم مرا به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام برد و يك رشته سبز رنگ را از يكي از خدام حرم گرفته، يك سر آن را به بازوي من بست و سر ديگرش را به ضريح مطهر حضرت ابوالفضل العباس قمر بني هاشم عليه السلام گره زد و شروع كرد به گريستن. در حين گريه حضرت را قسم داد و گفت: اين بچهام را ميخواهند به جبهه ببرند، من از زخمي شدن و اسير شدن او حرفي ندارم، اما نميخواهم كشته شود يا ابوالفضل، شما يك نظري بفرماييد، هر چه به سر بچه من بيايد مسئلهاي نيست، ولي كشته نشود و دوباره به سوي من برگردد. سپس به من گفت رشته را از بازويت بازنكن كه من از حضرت عباس عليه السلام خواستهام تا محفوظ مانده و به من برگردي. وقتي كه به جبهه آمديم، با چند نفر در يك مكان به ايرانيها حمله كرديم. ايرانيها ما را محاصره كردند. وضع بسيار سختي داشتيم و از چهار طرف تير به طرف ما ميآمد. چند نفر از رفقاي من در اثر تيرخوردن كشته شدند، ولي من كه دستها را روي سرگذاشته و براي تسليم آماده شده بودم، به لطف خداوند متعال و نظر حضرت اباالفضل العباس عليه السلام و دعاي مادرم از كشته شدن نجات پيدا كردم.
جناب حجهالاسلام و المسلمين آقاي سيداحمد قاضوي در تاريخ 26 صفر الخير 1417 ق نقل كردند كه مرحوم آيه الله حاج شيخ محمد ابراهيم نجفي بروجردي ميفرمودند: زماني كه در عراق بوديم، يك روز در صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس عليه السلام با عدهاي از رفقا نشسته بوديم، كه ناگهان ديديم عربي وارد صحن مطهر شد. وي پسر بچهاي 6 - 7 ساله را بر روي دست حمل ميكرد كه به نظر ميرسيد جان خود را از دست داده و مرده است. پدر بچه اشاره به ضريح مطهر حضرت كرده و گفت: اي عباس بن علي عليهما السلام، اگر شفاي پسرم را از خداوند نگيري شكايت شما را به پدرت علي عليه السلام ميكنم. با ديدن اين صحنه، به ذهن ما رسيد كه به او بگوييم اگر درخواستي هم داري بايد با حضرت مؤدبانه صحبت كني و اين گونه عتاب و خطاب با اين بزرگوار درست نيست. هنوز فكر كردن ما به پايان نرسيده بود كه ديديم بچه چشمانش را باز كرده، به پدر گفت: بابا مرا بر زمين بگذار! همة ما از مشاهدة اين صحنه بسيار منقلب شديم و به چشم خود ديديم كه بچه شفا يافته است.
▲ يكي از كبوترهاي حرم اباالفضل عليه السلام ششم ذي الحجه الحرام سال 1417 ق مطابق با 25 فروردين 1376 ش در مدرسه آيه الله العظمي آقاي حاج سيد محمدرضا موسوي گلپايگاني(ره) با جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيدرسول مجيدي، مروج و حامي مكتب اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام ملاقاتي دست داد. فرمودند: جناب آقاي حاج آقا رضا كرماني صاحب فروشگاه گز عالي در اصفهان براي من نقل كرد كه، من بچهاي 10 - 12 ساله بودم. ديدم كودكي يكي از كبوترهاي صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس عليه السلام را گرفت. دم كبوتر كنده شده و كبوتر فرار كرد. كودك هم دم كبوتر را كه در دستش مانده بود، رها كرد؛ دم كبوتر پشت سرش به هوا رفت تا به دم اصلي چسبيد. اين هم يكي از كرامات آقا قمر بني هاشم عليه السلام.
▲ بابا مگر اربابت باب الحوائج نيست؟! سلالة السادات جناب آقاي سيدعلي صفوي كاشاني، مداحل اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام از جناب آقاي هاروني نقل كرد كه گفتند: يكي از عزيزان سقاي هيئتي كه در ايام محرم (عاشورا) دور ميزد و آب به دست بچهها ميداد، نقل ميكند خدا يك پسر به من داد كه يازده سال فلج بود. يكي از شبها كه مقارن با شب تاسوعا بود وقتي ميخواستم از خانه بيرون بيايم، مشك آب روي دوشم بود؛ يكدفعه ديدم پسرم صدا زد: بابا كجا ميرودي؟ گفتم: عزيزم، امشب شب تاسوعاست و من در هيئت سمت سقايي دارم؛ بايد بروم آب به دست هيئتيها بدهم. گفت: بابا، در اين مدت عمري كه از خدا گرفتم، يك بار مرا با خودت به هيئت نبردهاي. بابا، مگر اربابت باب الحوائج نيست؟ مرا با خودت امشب بين هيئتيها ببر و شفاي مرا از خدا بخواه و شفاي مرا از اربابت بگيرد. ميگويد: خيلي پريشان شدم. مشك آب را روي يك دوشم، و عزيز فلجم را هم روي دوش ديگرم گذاشتم و از خانه بيرون آمدم. زماني كه هيئت ميخواست حركت كند، جلوي هيئت ايستادم و گفتم هيئتها بايستيد! امشب پسرم جملهاي را به من گفته كه دلم را سوزانده است اگر امشب اربابم بچهام را شفا داد كه داد، والا فردا ميآيم وسط هيئتها اين مشك آب را پاره ميكنم و سمت سقايي حضرت ابالفضل العباس عليه السلام را كنار ميگذارم اين را گفتم و هيئت حركت كرد. نيمههاي شب بود هيئت عزاداريشان تمام شد، ديدم خبري نشد. پريشان و منقلب بودم، گفتم: خدايا، اين چه حرفي بود كه من زدم؟ شايد خودشان دوست دارند بچهام را به اين حال ببينم، شايد مصلحت خدا بر اين است. با خود گفتم: ديگر حرفي است كه زدهام، اگر عملي نشد فردا مشك را پاره ميكنم. آمدم منزل وارد حجره شديم و نشستيم. هم من گريه ميكردم و هم پسرم گريه ميكرد. ميگويد: گريه بسيار كردم، يكدفعه پسرم صدا زد : بابا، بس از ديگر، بلند شو بابا! بابا، اگر دلت را سوزاندم من را ببخش بابا! بابا، هر چه رضاي خدا باشد من هم راضيم! من از حجره بلند شده، بيرون آمدم و رفتم اتاق بقلي نشستم. ولي مگر آرام داشتم؟! مستمرا گريه ميكردم تا اينكه خواب چشمان من را فرا گرفت در آن هنگام ناگهان شنيدم كه پسرم مرا صدا ميزند و ميگويد: بابا، بيا اربابت كمكم كرد. بابا، بيا اربابت مرا شفا داد. بابا. آمدم در را باز كردم، ديدم پسرم با پاي خودش آمده است. گفتم : عزيزم، چه شد؟! صدا زد: بابا، وقتي تو از اتاق بيرون رفتي، داشتم گريه ميكردم كه يك دفعه اتاق روشن شد ديدم يك نفر كنار من ايستاده به من ميگويد بلند شود! گفتم : نميتوانم برخيزم. گفت: يك بار بگو يا اباالفضل و بلند شو! بابا، يك بار گفتم يا اباالفضل و بلند شدم، بابا. بابا، ببين اربابت نااميدم نكرد و شفايم داد! ناقل داستان ميگويد: پسرم را بلند كرده، به دوش گرفتم و از خانه بيرون آمدم، در حاليكه با صداي بلند ميگفتم : اي هيئتها بياييد ببينيد عباس عليه السلام بيوفا نيست، بچهام را شفا داد!
كاري از وبلاگ حضرت ابالفضل العباس www.abalfazl110.blogfa.com |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در دوشنبه سوم مهر 1385 و ساعت 16:50 گفتگوي وبلاگ ابالفضل 110 با حاج محمود كريمي:::::::::::::جديد:::::::::::::::
گفتگويي با حاج محمود كريمي مداح اهل بيت (ع)
حاج محمود كريمي چهره نام آشنايي براي ملت ما است . بي شك اگر بخواهيم 10 نفر از مداحان برتر و صاحب سبك را در ايران نام ببريم ، يكي ازايشان حاج محمود كريمي است. اما نكته اي كه باعث شد تا به ديدن ايشان برويم اين بود كه متوجه شديم به ورزشهاي رزمي علاقه واهتمام ويژه دارند و از رزمي كاران با سابقه هستند ماحصل گفتگوي ما باايشان از نظر شما مي گذرد. س: بفرمائيد چه رشته هاي رزمي را در چه سطح كار كرديد؟ ج: من خيلي چيزها را تست كردم. جودو را تا دان 2 كار كردم. استاد اولم حاج آقاي مهر آيين و بعد آقاي مرادي، آقاي شكيب وآقاي صديق بودند . چند سالي در قالب بسيج تكواندو كار كردم. استاد ما آقاي اميرهاشملو بودند. بعد از آن سراغ كاراته رفتم . در بين سبك هاي كاراته، كيوكوشين را انتخاب كردم بدين جهت كه مبارزه اش آزاد بود. بعد ازآن سبك شين ذن كاراته را كه يك سبك ايراني در كاراته بود شروع كردم. شين ذن كاراته اندكي با كيوكوشين متفاوت بود؛ اوايل كه ما در خدمت آقاي سلطاني كار را شروع كرديم شايد حدود چهل پنجاه نفر بودند. اما الان بسيارگسترده شده است. من در شين ذن كمربند سياه دان پنج دارم. س: شما در مسابقات داخلي يا خارجي هم شركت كرده ايد؟ اگر شركت كرده ايد چه مقامهايي را به دست آورده ايد؟ ج: ببينيد؛ زندگي ما به اين صورت است كه مداحي اصل زندگي ماست و سايركارها و ورزش ، گوشه هايي ازآن را تشكيل مي دهند. من فكر مي كنم اگر بروم مسابقه، كسي را كه نمي زنم؛ ممكن است ضربه اي هم بخورم و در نهايت مرا از روضه خواندن درمجالس باز بدارد. اما خوب جوانتر كه بودم، يك بار در مسابقات تكواندو بسيج در تهران دوم شدم. در مسابقات داخلي باشگاه و آزمون هاي كمربند هم شركت مي كنم. اما در كل هدف من در ورزش، حفظ سلامتي است واين فرمايش مقام معظم رهبري كه امر به ورزش، امر به معروف است. س: به غير از ورزشهاي رزمي، ورزشهاي ديگري را هم انجام مي دهيد؟ ج: من با شنا خيلي مانوس هستم، يادم هست زماني كه شناي پروانه را تازه ياد گرفته بودم، سنم خيلي كم بود. آنقدر شناي پروانه رفتم كه وقتي شب رفتم منزل دستهايم به شدت مي لرزيد. مادرم مي گفتند مگر تو بيكاري كه شناي پروانه مي كني؟! خوب يك شناي ديگر برو. من مي گفتم اينو ياد گرفتم، ذوق مي كنم! ورزشهاي ديگر هم هر چيزي كه با رفقا پيش بيايد. كشتي هم هست. الان اصل كار من در ورزش، كشتي است با بچه هاي بسيج مسجد جعفري در چهار راه دروازه دولاب، "هيات يا زهرا " كشتي كار مي كنيم. مربي ما هم آقاي علي يعقوبي هستند. س: آيا فرزندان شما هم به هنرهاي رزمي علاقه مندند؟ ج: (با خنده ) من يك دختر و يك پسر دارم . دخترم سه چهارسال دارد. او هنر رزميش خيلي خوب است . از صبح تا شب مرا مي زند! اما پسرم داود، كه يازده سال دارد، مدتي رزمي كار كرده ، الان هم كشتي تمرين مي كند. س: حاج آقا، بفرمائيد مداحي را از كي و چگونه شروع كرديد؟ ج: شروع كار مداحي را به ياد ندارم. به قول شاعر كه مي گويد چندين هزاران سال پيش از خلقت انگور باده خوري و مي كشي جزء كمالم بود تا آنجايي كه مي گويد، در بحث عشق يادم نمي آيد دقيقاً چند سالم بود! نمي دانم از كي شروع كردم . البته من پدرمن هم مداح بودند. س: تآثير اين مداحي و خدمتگزاري بر آستان اهل بيت- عليهم السلام- روي زندگي شما چه بوده است؟ ج: وقتي مداحي بشود كل زندگي آدم، عشق بازي شود كل زندگي آدم، تأثيرش را آنوقت مي فهميد. ما همه زندگيمان را از امام حسين (ع) داريم چيزي نيست كه از آقا نداشته باشيم . هيچ چيز. س: پس شما اين شعر" تموم زندگي مال حسينه" رو شخصاً تجربه كرده ايد؟ ج: همه تجربه كرده اند. س: حاج آقا، شما كه خودتان، هم از يادگارهاي دوران دفاع مقدس هستيد و هم رزمي كار، بفرمائيد آيا اين فنون رزمي دردفاع مقدس كاربري داشت يا نه. و يكي از خاطراتتان را هم بفرمائيد. ج: ببينيد كسي فن رزمي را نبايد براي دعوا و درگيري ياد بگيرد. اگر مثلاً شما در خيابان درگير بشويد تا بخواهيد گارد بگيريد و آماده اجراي فن بشويد، يك بيل يا يك چوب مي خورد توي سرتان. در بحث جنگ، مگر چقدر پيش مي آمد يك رزمنده با دشمن تن به تن رو در رو بشود. اگر هم پيش مي آمد، اواسلحه داشت، چاقو داشت، سرنيزه داشت؛ شما هم داشتيد. مساله اين است كه شايد شما يكبار هم درباشگاه با مثلاً جنگ سرنيزه برخورد نداشته ايد. آن چيزي كه مهم است تقويت روحيه جنگجويي و مقاومت در راه اسلام است؛ فنون رزمي به شما روح جنگاوري را تلقين مي كند وگرنه بسياري از اين بچه ها در جنگ بودند، مثلاً حسين فهميده كه آوازه اش در عالم پيچيده، نه كمربند مشكي داشت نه سفيد. شايد لباس كاراته را يك بارهم به تن نكرده بود ولي حسين فهميده هزار تا از اساتيد كونگ فو و كاراته و... را توي يك مشتش گرفت و رفت( پريد) بحث رزم وفن رزمي، روحيه آدم را تقويت مي كند كه هميشه بدونيم ما در حال جنگيم! جنگ با شيطان نفس! جنگ با دشمن! حالا خاطره اي هم كه در اين مورد مي توانم بگويم اين است كه وقتي ما در بسيج در خدمت آقاي امير هاشملو تكواندو كار مي كرديم. در يك اعزام همه بچه هاي بسيج با هم بوديم درقلاجه، اسلام آباد، آقاي هاشملو هم در دسته ما بودند. ما بچه ها قرار گذاشته بوديم صبح به صبح ايشان ما را مي بردند و تمريناتي را كه در تهران داشتيم، ادامه مي داديم. يعني كلاس رزمي ما در لشكر 10 سيد الشهدا ادامه داشت.
س: در دوران غيبت، بفرمائيد رابطه بين" رزمي كار كردن" و" انتظار" چيست؟ اگر كسي حال انتظار داشته باشد، نه فقط دررزمي، كه در هر ورزشي موفق تراست. چون به خودش اين را تلقين مي كند كه من منتظرم تا آقا امام زمان تشريف بياورند و من يك سرباز سالم در ركاب ايشان باشم. علي الخصوص در رزمي كار كردن كه وقتي مي خواهد مثلاً يك مشت حتي به كيسه بزند، سراپا عشق و محبت نسبت به وجود مقدس امام زمان و بغض و كينه نسبت به دشمنان ايشان مي شود. س: اين نظريه مطرح است كه در ورزشهايي مثل رزمي و بدنسازي كه به بعد فيزيكي انسان مي پردازد، زمينه دوري از بعد معنوي براي انسان بيشتر است. نظر شما در اين مورد چيست و اگر اين نظريه درست است، جهت مقابله چه كار بايد بكنيم؟ ج: بدنسازي بدين جهت كه نماي بيروني انسان را مي سازد . اين خودش آدم را از خدا دور مي كند. ورزش هاي رزمي هم انسان را از لحاظ قدرت بدني درست مي كند . و طرف ديگر از كسي نمي ترسد. مي گويد من از اين ها قويترم و اين يك خود بزرگ بيني در شخص به وجود مي آورد.دراين قضايا، سازندگي روحي خيلي مهم است ! س: حالا براي همين سازندگي روحي، كار خاصي هست كه بچه ها انجام بدهند؟ ج: الان يكي از يادگاري هاي زمان جنگ و دفاع مقدس كه هنوز هم در بعضي كلاسهاي رزمي اجرا مي شود، قرائت سوره عصر است كه بچه ها با آهنگ مخصوص آخر كلاس مي خوانند. اگر به بچه هاي رزمي كار بفهمانيم كه اين سوره والعصر را چرا مي خوانيم؛ بفهمانيم كه ما داريم خسارت مي كنيم، داريم ضرر مي كنيم، آن موقع رزمي كار كردن يك جلوه ديگري خواهد داشت. بايد به بچه هاي رزمي كار گفت كه اين رزمي را كه شما داريد تمرين مي كنيد، درحقيقت شما داريد شمشير امام زمان مي شويد. نه اينكه به گونه اي عمل كنيد و رفتار كنيد كه مردم از شما بترسند و احياناً جرأت نكنند به شما اعتراض كنند! س: حاج آقا كريمي به نظر شما مهمترين و با ارزشترين خصلت يك مرد رزمي چيست؟ ج: " افتادگي آموز اگر طالب فيضي هرگز نخورد آب زميني كه بلند است!" درخت هر چه بارش بيشتر بشود، سرش پايين تر مي آيد . اين همان چيزي است كه از قديم به همه آموختند ولي الان لقلقه زبانها شده. اگر زورت برسد و زور نگويي مهم است اگر چشم داشته باشي و به نامحرم نگاه نكني مهم است. اگر زور نداشته باشي، يا مثلاً چشم نداشته باشي و بعد بگويي من خودم را كنترل مي كنم كه هنر نيست. مهم آن است كه قدرت داشته باشي وخودت را كنترل كني! س: مدتي است كه شاهديم باشگاه ها دارند به باشگاه بيليارد تبديل مي شوند. تحليل شما از اين قضيه چيست و علت آنرا در چه مي بينيد؟ ج: به نظر من علت آن تضعيف ورزش هاي رزمي در جامعه ماست. اين تضعيف جنبه هاي مختلف دارد كه من نمي خواهم وارد بحث هاي خصوصي و شاخه اي بشوم. ولي آنطور كه شايسته است از اين ورزش ها استقبال نمي كنند. مثلاً همين ورزش شين ذن كاراته كه در حال حاضر بچه هايي بسيار قوي دارد اگرتيم ملي سبك بخواهد براي مسابقات به كشوري برود، بايدهزينه سفر را خودشان بدهند. خوب معلوم است كه نمي روند! من در تأييد بيليارد حرفي ندارم بزنم. بازي فكري خوبست، ورزش هم خوبست. اما ورزش فكري با ورزش جسمي فرق مي كند. اگر قرار باشد باشگاه رزمي، باشگاه مرتبط با بدن ، تبديل به باشگاه بيليارد بشود، اين روا نيست. س: به عنوان يك آدم فرهنگي كه در ورزش هم دست داريد، چه توصيه اي به مسؤولان رزمي داريد و چه توصيه اي به مسؤولان فرهنگي كشور؟ ج: از مسؤولان رزمي خواهش مي كنم دلشان براي ورزش هاي رزمي بسوزد؛ اين مطلب را سربسته مي گويم، خودشان متوجه مي شوند كه من چه مي گويم. مسؤولان فرهنگي هم بايد فرهنگ را آميخته با ورزش بكنند، هم ورزش را آميخته با فرهنگ. بايد" فرهنگ ورزشي بودن" را توسعه بدهند. نه ورزش را. فرهنگ ورزشي بودن را! س: شما هميشه در مجالستان صحبتي با جوانها داريد. علت اين سبك و شيوه عمل شما چيست؟ ج: بالاخره جوان ها سرمايه هاي اصلي اين جامعه هستند والگو مي گيرند درحاليكه همسن وسالان من راه خودشان را رفته اند س: حاج آقا كريمي، سؤالات مصاحبه ما تمام شد. اما سؤالي كه ممكن است براي خوانندگان جوانتر ما پيش بيايد، فلسفه و اثر خواندن "والعصر" بعد از تمرينات است. اگر مي شود لطفاً در اين زمينه بيشتر توضيح دهيد؟ ج: والعصر، ان الانسان لفي خسر: اين خيلي واضح است . قسم به زمان. انسان در خسران وزيان است. الاالذين آمنوا، بجز كساني كه ايمان آوردند. و عملواالصالحات، وعمل كردند به صالحات، عمل كردند به نيكي. فقط حرف نزدند. رفتند توي ميدان و با شيطان جنگيدند. اين يك نمونه جنگ است با شيطان. وقتي مي خواهيم به كيسه مشت بزنيم، اول بايد كيسه را خودمان ببينيم كه داريم مي كوبيم! بايد نفس خودمان را بگذاريم جلو و مثل كيسه بوكس بكوبيم! من گاهي اوقات هر قسمت از كيسه را يك چيزي تصور مي كنم. بالايش را مثلاً غيبت، پائينش را تهمت، سمت چپش را دروغ، اين طرفش را افترا ؛ هر عيبي را در خودم بيشتر سراغ دارم، آنجا را بيشتر مي بينم. الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات، عمل مي كنند به صالحات. و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر، ورزش مي كني، مشت مي زني، لگد مي زني، ولي توصيه كن به حق و به صبر، پاي حق بايست و مشت بزن، پاي حق بايست و مشت بخور، صبرت هم در مشت زدن و مشت خوردن زياد بشود. از فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد، سپاسگزارم. |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 12:59 میلاد با سعادت حضرت ابالفضل العباس
مداح حاج محمود کریمی فايل اول (1.94 مگابايت) برای دانلود کردن کلیک سمت راست کرده وگزینه ی save target asرا انتخاب نماييد التماس دعا |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 12:49 عشق است ابالفضل با صدای حاج محمود کریمی
کلیپ با عنوان ابوفاضل تقدیم همه علاقمندان و دوستداران خاندان ولایت و امامت می شود
در اين ايام حزن و ماتم و اندوه كليپ بسيار زيباي عباس علمدار را با صداي محمود كريمي تقديم همه علاقمندان و اراداتمندان ابا عبدالله الحسين (ع) و يارانش با وفايش مي نماييم
براي ديدن اين كليپ زيبا اينجا را كنيد التماس دعا |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 15:41 شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع)
مداحان : حاج محمود کریمی و سید مجید بنی فاطمه فايل اول (1.39 مگابايت) التماس دعا |+| نوشته شده توسط محمد ط و محمد حسین خ در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 17:53 |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||




.jpg)
.jpg)







.







